تبلیغات
مشاوره و روان درمانی رهگشــا - فلسفه سختی های زندگی
 
فلسفه سختی های زندگی
 
 سختی ها و گرفتاری های ما در زندگی در اثر گناهان یا امتحان است؟
- خدا رحمان و رحیم است؛ امّا به آن معنایی كه لایق ذات كامل او باشد. بر این اساس بلاهایی هم كه از جانب او بوده، اگر نتیجه ی عمل زشت خود شخص یا ظلم دیگران نباشد، برای به كمال رساندن انسان و عین رحمت است. لذا او تنها كمال بنده ی خود را می خواهد و كاری را با او انجام می دهد كه به نفع خود اوست. اگر ثروت و رفاه و سلامتی به نفع كمال حقیقی شخصی باشد، به او ثروت و رفاه و سلامتی می دهد و اگر فقر و بیماری و مشقّت به نفع كمال حقیقی شخصی باشد، فقر و بیماری و مشقّت را نصیب وی می كند.



البته توجّه شود: می گوییم كمال حقیقی نه كمال توهّمی كه خودمان برای خودمان بافته ایم و با آنها خودمان را گول می زنیم. از منظر الهی مهندس و پزشك و مجتهد و فیلسوف و ... شدن كمال نیست. کمال انسان در یاد خدا و توجه به خدا است. کم سوادی كه به خدا توجّه نماید، در عالم واقع، افضل است از آنكه تمام علوم زمان را دارد ولی به خدا توجّه ندارد. ملخص كلام آنكه خدای متعال خیر حقیقی بنده اش را می خواهد نه خیری را كه ما آن را خیر توهّم كرده ایم. «... عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون؛ چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید، حال آن كه خیرِ شما در آن است؛ و چه بسا چیزى را دوست داشته باشید، حال آنكه شرِّ شما در آن است؛ در حالی كه خدا می ‏داند، و شما نمى‏دانید» (البقرة:216)
- بلاها و مصیبتها و بیماری ها به منزله ی آمپول و تیغ خدا هستند كه با آنها زهر صفات رذیله را از وجود انسان بیرون می كشد. همانگونه كه جرّاح پلاستیك با تیغ تیز، عیب را از چهره می زداید. امّا اینكه اكثر مردم بلایای الهی را بد می دانند، ناشی از جهل آنهاست. همانگونه كه كودكان، آمپول را بد و پزشك را موجودی ترسناك فرض می كنند. در حالی كه بزرگترها عالمند كه آمپول خیر است و پزشك فردی است دوستدار انسانها.
- در روایات فراوان تاكید شده كه مومن دائما در معرض بلا و گرفتاری و ابتلا و امتحان است و برخی از بزرگان و بندگان صالح خداوند اگر مدتی بلا از آنها دور می شد نگران می شدند كه نكند این نوعی عذاب باشد و از لطف و رحمت خداوند دور شده اند. به تعبیر شهید مطهری (رحمه الله علیه) بلا تازیانه تكامل است و بندگان مقرب خداوند بیش از دیگران در معرض بلا بوده اند. امام باقر (علیه السلام) فرمودند: « همانا خدا هر كه را دوست بدارد او را به شدّت در بلا می پیچد و بلا را به شدّت بر او می بارد. پس چون بنده، خدا را بخواند، می گوید: لبّیك بنده ی من! اگر بخواهم در برآوردن خواسته ات عجله كنم بر آن قدرت دارم و اگر بخواهم، آن را برایت ذخیره می كنم؛ پس چیزی برایت ذخیره نمی كنم مگر اینكه برای تو خیر است»(الكافی، ج2، ص253 )
البته باید توجّه داشت كه منظور از این بلایا، بلایای غیر اختیاری است نه بلایایی كه خود شخص با سوء اختیار خویش بر سر خود می آورد. لذا در كنار این احادیث، احادیث دیگری نیز وجود دارند، كه برخی بلاها را نتیجه ی طبیعی عملكرد مردم می دانند؛ كما اینكه خداوند متعال فرمود:« ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ؛ فساد و تباهی، در خشكى و دریا ظاهر گشت بخاطر دستاورد مردمان؛ تا خدا بچشاند به ایشان، نتیجه ی بعضى از اعمالشان را، شاید كه بازگردند»(سوره روم، آیه41)
- بلا و مصیبت یا برای تنبیه(بیدار نمودن بدكاران) است، یا كفّاره ی گناه مومن است تا عذاب آخروی نبیند، یا برای ارتقاء مقام می باشد در اولیاء. چرا كه برخی مقامات عرفانی مثل مقام صبر و مقام رضا پدید نمی آیند مگر در كوره ی حوادث. حضرت على (علیه السّلام) فرمودند: « إِنَّ الْبَلَاءَ لِلظَّالِمِ أَدَبٌ وَ لِلْمُؤْمِنِ امْتِحَانٌ وَ لِلْأَنْبِیَاءِ دَرَجَةٌ وَ لِلْأَوْلِیَاءِ كَرَامَة؛ بلا و گرفتارى براى ستمگر ادب است، و براى مؤمن امتحان، و براى پیامبران درجه و براى اولیاء كرامت می باشد.» (بحار الأنوار ، ج‏64 ،ص235)
یعنی خداوند متعال با مصائب و بلایا ستمگران را مجازات می كند تا شاید ادب شوند و از ظلم خود باز گردند. مؤمنان را گرفتار بلایا می كند تا امتحانشان نماید؛ و امتحان نیز برای شكوفا ساختن استعدادهای الهی است. امّا انبیاء كه ظلمی ندارند و استعدادات الهی آنها نیز شكوفاست، به سبب بلایا، اوصاف كمال موجودشان قویتر و شدیدتر می گردد؛ لذا بلا برای آن بزرگواران موجب ارتقاء درجه است. بر همین اساس بود كه خداوند متعال حضرت ابراهیم را در انواع سختی ها قرار داد تا به مقام امامت نائل گردد. « وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً ...؛ و (به خاطر آورید) هنگامى را كه خداوند، ابراهیم را با امور گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده ی این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم» (سوره بقره،آیه124). امّا برای اولیاء الهی، بلا و گرفتاری نشان بزرگواری آنهاست ؛ یعنی موجب می شود كه بزرگواری آنها ظهور خارجی یابد و مردم، عظمت روحی آنها را در بلایا مشاهده نمایند؛ یا گرفتاری در بلایای عظیم نشان می دهد كه آنها مورد توجّه خاصّ خدا هستند؛ چرا كه در پیشگاه خداوند متعال هر كه مقرّبتر است، جام بلا بیشترش می دهند.
- انسانها در كمبود امكانات به خودشناسی می رسند؛ و نقایص روحی خودشان را می شناسند؛ و می فهمند كه در وادی انسانیّت، چند مَرده حلّاجند. بسیاری از آنها بالعیان می بینند كه در نبود امكانات حاضرند بر سر یك مشت برنج از سر و كول هم بالا روند و نوع دوستی را كنار بگذارند. در حالی كه بشر در حال عادی خیال می كند كه خیلی انسان است. بسیاری از امتحانات و بالا و پایینهایی كه خداوند متعال در زندگی برای ما پیش می آورد برای همین است كه درون خویش را بی پرده ببینیم. ثروت می دهد تا غرّه شویم، آنگاه ورشكست می كند، تا به خود باز گردیم و بدانیم كه خیلی بی جنبه ایم. فقیر می كند تا پیش كس و ناكس دست باز نماییم تا معلوممان شود كه عزّت نفس نداریم و دروغ می گوییم كه امیدمان تنها به خداست.
- در حقیقت امتحان خدا همان سنّتهای الهی است كه نظام هستی بر اساس آنها تدبیر می شود. و این سنّتها به گونه ای تنظیم شده اند كه انسان را در مسیر كمال قرار می دهند. چون همه ی عالم خلقت در مسیر الی الله قرار دارند ؛« لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ »(حدید:5) اگر كسی با سنّتهای الهی همسو شده و آنها را به نفع خود بداند، و در پیشامدها فقط به این فكر باشد كه تكلیف الهی خود را در مورد آن پیشامد انجام دهد، او هماهنگ با عالم به سوی كمال محض پیش می رود؛ و الّا در مسیر عكس جریان عالم به حركت در آمده و زیر چرخ نظام حقّانی عالم خرد می شود. خداوند متعال می فرماید:« قطعاً همه ی شما را با چیزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مالها و جانها و میوه‏ها، آزمایش مى‏كنیم؛ و بشارت ده به استقامت‏كنندگان. آنها كه هر گاه مصیبتى به ایشان مى‏رسد، مى‏گویند: ما از آنِ خدائیم؛ و به سوى او بازمى‏گردیم؛ اینها، همانها هستند كه الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده؛ و آنها هستند هدایت‏یافتگان»(بقره: 155 ـ 157 ). و البته خدا بر هیچ كس تكلیفی بیش از طاقتش نمی كند. هر پیشامدی كه برای انسان رخ می دهد یقیناً انسان تكلیفی در مقابل آن دارد؛ و در پس هر تكلیفی تكاملی موجود است. و البته همراه هر ترك تكلیفی نیز سقوطی هست.
بنا بر این ، امتحان الهی چیزی نیست جز سنّتهای الهی حاكم بر عالم، و وظیفه انسان در مواجهه با آنها همسویی با نظام خلقت است. و مسیر نظام خلقت و سنن الهی به سوی خداوند متعال است. و نحوه همسویی با سنن الهی و نظام خلقت را دین تعلیم می دهد. و غرض از امتحان الهی چیزی نیست جز رساندن انسانها به غایت مطلوبشان. در چنین سیری است كه انسان از هر گونه شركی می رهد و جز دست خدا هیچ دستی را در كار عالم مشاهده نمیكند؛ لذا فرشته خو گشته لایق درك خطابات خلفای الهی می شود.
- خدا رحمان و رحیم محال است بدخواه بنده ی خویش باشد. او كه قبل از خلقت انسان، غذای او را در سینه ی مادرش قرار می دهد و مهر او را در دل والدینش می كارد تا مراقب و مواظب او باشند، چگونه ممكن است بدخواه انسان باشد؟! آن خدایی كه بهترین بندگان خویش را برای راهنمایی بشر فرستاد و فرشتگان را واداشت كه بر مقام والای انسان سجده كنند چگونه ممكن است راضی شود كه بنده اش بی جهت سختی بكشد؟! آن خدایی كه هنگام گناه بلافاصله بنده اش را مجازات نمی كند و به او فرصت توبه می دهد و توبه كنندگان را دوست می دارد، چه سان می تواند به بیهودگی او را در میان دشواری ها اندازد؟! آن خدایی كه گناه را یك برابر می نویسد و ثواب را دست كم ده برابر و بلكه بیشتر ثبت می كند و حتّی به نیتهایی هم كه به صحنه ی عمل نمی آیند ، ثواب می دهد ، چگونه به آزار بیهوده ی بشر رضایت می دهد؟! چگونه باور توان كرد كه بنده اش را در سختی و رنج بی ثمر بخواهد؟!
- در مورد گرفتار شدن مومنین به ابتلائات و بیماری ها در منابع روایی شیعه دلایل متعددی مطرح گردیده است؛ كه در اینجا به دو مورد اشاره می كنیم :الف: كفّاره گناهان و پاكی مومنان از گناهان؛ از پیامبر (صلّى اللَّه علیه و آله و سلم) روایت است كه فرمود: «خداوند سوگند یاد كرده كه هر گاه بخواهد بنده‏اى را از دنیا ببرد در حالیكه او را بیامرزد، و گناهانش را بریزد، در اینصورت یا بیمارش مى‏كند و یا روزیش را كم مى‏نماید و یا او را به ترسى مبتلا مى‏سازد؛ و اگر گناهى باقى بماند، مرگ را بر او سخت مى‏گرداند، تا گناهانش پاك گردد و با پاكى او را به بهشت داخل نماید.»(ارشاد القلوب، ترجمه سلگى، ج‏1ص 473 )
ب : ارتقاء مقام و درجه مومنین؛ اگر مومنی اهل گناه نبوده باشد در اینصورت خداوند وی را به بیماری ها و بلاها مبتلا می نماید تا اجر و قرب او در نزد خداوند بیشتر گردد.امام صادق (علیه السّلام) فرمودنده اند : « إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَیَتَعَاهَدُ الْمُؤْمِنَ بِالْبَلَاءِ إِمَّا بِمَرَضٍ فِی جَسَدِهِ أَوْ بِمُصِیبَةٍ فِی أَهْلٍ أَوْ مَالٍ أَوْ مُصِیبَةٍ مِنْ مَصَائِبِ الدُّنْیَا لِیَأْجُرَهُ عَلَیْهَا؛ خداوند متعال مؤمن را به مصیبت و بلاء گرفتار مى‏كند و او را به بیمارى در بدن مبتلا مى‏سازد و یا در مصیبت اهل و فرزند قرار مى‏دهد و یا یكى از مصیبت‏هاى دنیا را متوجه او مى‏كند تا او را پاداش دهد. » ( بحار الأنوار، ج‏64، ص 237)
بنابراین بر اساس آنچه كه از معصومین علیهم السلام به ما رسیده، دچار شدن افراد مومن به درد و بیماری قبل از مرگشان موجب پاك شدن گناهانشان می گردد و در صورتی كه گناهی نداشته باشند منزلت آنها در نزد خداوند بالا خواهد رفت و به مقامهای والای بهشتی دست خواهند یافت.
- امتحان هر كسی متناسب با استعدادهایی روحانی است كه خداوند متعال در وجود او قرار داده است. پس هر كه به تكلیف خود در برابر امتحانات الهی عمل نمود به نفع خود عمل كرده و خود را برای آخرت ساخته است و اگر به تكلیفش عمل نكرد، خود را ناقص و شكوفا نشده نگه داشته است. لذا در آخرت با وجودی ظلمانی، ناقص و غیر انسانی ظهور خواهد نمود. « ... لا یُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَیْها مَا اكْتَسَبَتْ؛ خداوند هیچ كس را، جز به اندازه ی تواناییش، تكلیف نمى‏كند. (انسان،) هر كار(نیكى) را انجام دهد، براى خود انجام داده؛ و هر كار(بدى) كند، به زیان خود كرده است. » (البقرة:286)
- تنها اموری خاصّ امتحان نیستند؛ بلكه ثانیه ثانیه ی عمر ما امتحان است. خوابیدن، خوردن، تشنه شدن، گرسنه شدن، راه رفتن، نشستن و تمام امور زندگی همگی امتحان الهی اند. لكن در بین این سوالات امتحانی، گاه سوالات بسیار اساسی و تعیین كننده نیز وجود دارند. سوالاتی كه نمره های خیلی بالا دارند. كما اینكه برخی سوالات، ارفاقی اند؛ یعنی اگر جواب دهیم، نمره دارد؛ و اگر جواب ندهیم كسر نمره نمی كنند.
- مصائب به طور كلّی بر سه گونه اند: 1ـ مصائبی كه نتیجه ی وضعی عملكرد خودمان می باشد. 2ـ مصائبی كه از ناحیه دیگران بر ما تحمیل می شود. 3- امتحانات الهی و غرض از امتحان نیز نمی باشد مگر شكوفا ساختن استعدادهای الهی ما.
پس باید توجه داشت كه هر مشكل و نارحتی كه در دنیا عارض انسان می شود ، چه خود باعث آن باشد و چه خود نقشی در آن نداشته باشد، در هر حال عكس العمل صحیح انسان را می طلبد و عكس العمل صحیح را دین (عقل و نقل ) مشخص می كند. لذا در مواجهه با هر مشكل و درد و رنج و ناراحتی بلافاصله باید دید وظیفه ی دینی ما در مقابل آن چیست؟ اگر كسی توانست وظیفه ی خود را به درستی بداند و به آن عمل كند یقیناً از اجر الهی و رشد روحی برخوردار خواهد شد و خود را برای ابدیّت خواهد ساخت ؛ و الّا دنیای خود را خراب و آخرتش را خرابتر خواهد نمود. رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و اله) فرمودند:« لَا یَزَالُ الْبَلَاءُ فِی الْمُؤْمِنِ وَ الْمُؤْمِنَةِ فِی جَسَدِهِ وَ مَالِهِ وَ وُلْدِهِ حَتَّى یَلْقَى اللَّهَ وَ مَا عَلَیْهِ مِنْ خَطِیئَة؛ مصیبت و گرفتارى همواره گریبان مرد و زن مؤمن را مى‏گیرد و آنها در مال و یا بدن خود نقصان مشاهده مى‏كنند و یا فرزندان خود را از دست مى‏دهند و اینها براى این است كه هر گاه در محضر پروردگار حاضر شدند گناهى نداشته باشند.»
ـ امتحان عذاب نیست. بلكه در همه حال، وسیله ی رشد و شكوفایی روح می باشد؛ به شرط آنكه شخص قاعده ی امتحان را مراعات نماید. بلی اگر كسی قاعده ی امتحان را مراعات نكرد، همین عامل رشد، موجب سقوط و مردودی او خواهد شد. قاعده ی این امتحان نیز آن است كه پاسخها از متن دین خدا داده شوند نه از متون غیر الهی.
سخن آخر در این باب آنكه:
خداوند متعال با سنّت ثابتی كه در عالم خلقت نهاده، همه را به سوی خیرشان رهنمون است، گاه با ظاهری خوش و گاه با ظاهری ناخوش. لذا بیننده باید عاقل باشد تا با نگاه حكیمانه، هدف غایی را دیده و در راستای آن حقیقت حوادث را دریابد. آنگاه قضاوتها تفاوت خواهند نمود.
غرض اصلی در امتحان الهی این است كه استعدادهای وجودی انسان، به خصوص استعدادهای الهی او رشد كنند؛ لذا گاه خداوند متعال با امتحانی بنده ی خود را متوجّه ضعف خود می كند تا خودش آن ضعف را جبران كند؛ و گاه او را امتحان می كند امّا نه برای متوجّه نمودن او، بلكه برای اینكه خود آن امتحان باعث رشد وجودی شخص می شود.
خداوند متعال می داند كه مؤمنین و انبیاء (علیهم السلام) در برابر امتحانات او اعتراضی نخواهند نمود ولی باز آنها را امتحان می كند؛ چرا كه با این امتحانها درجه ی وجودی آنها بالا می رود. لذا امتحان خدا همواره از سر لطف است؛ لكن موضع گیری منفی یك شخص در برابر امتحان الهی، باعث می شود كه آن امتحان، زمینه سقوط او را فراهم كند. مثل كسی كه اگر در امتحان مدرسه شركت كرده و قبول شود، به كلاس بالاتر راه پیدا می كند؛ ولی اگر در امتحان حاضر نشود یا سر جلسه امتحان، سوالات را عمداً پاسخ ندهد یا آمادگی قبلی برای امتحان را فراهم نكرده باشد، در آن صورت همان امتحان برای او سبب سقوط خواهد بود.
اگر كسی ضعفهای معنوی خود را دانسته و خود اقدام به برطرف نمودن آنها كرد، روشن است كه برای برطرف شدن آن ضعفها مورد امتحان قرار نخواهد گرفت؛ چون ضعفی نیست كه برطرف شود؛ ولی برای تثبیت آن كمال حاصل شده، ممكن است مورد امتحان قرار گیرد؛ همچنین خود همان درجه حاصل شده ممكن است محملی برای یك امتحان دیگر شود تا شخص، به درجه ای بالاتر نیز ترقّی كند. اساساً باید دانست كه دنیا دار امتحان است؛ و امتحان الهی مثل امتحانهای دنیوی سر ترم نیست؛ لحظه لحظه ی زندگی، امتحان است، خوردن، خوابیدن، سخن گفتن، ارزانیها، گرانیها، سلامتی و مریضی، خوش قیافه بودن و بدقیافه بودن، مرد بودن و زن بودن و ... همه ابزار امتحان خدا هستند. لذا آدمی تا زمان وارد شدن به عالم برزخ، حتّی یك ثانیه هم از امتحان خدا فارغ نیست. لكن برای اینكه انسان اوّلاً بودن خود در جلسه امتحان الهی را فراموش نكند و ثانیاً در مسیر تكامل مداوم، جهشهای تكاملی نیز داشته باشد، گاه امتحانهای بزرگی نیز از او گرفته می شود.
بنا بر این، همان گونه كه مرگ عزیزان، فقر، مریضی، نقص عضو و امثال این امور، امتحان خدا هستند، زنده بودن عزیزان، ثروت، سلامتی، داشتن اعضای سالم و امثال آنها نیز امتحان الهی اند و چه بسا كسانی كه در امتحانات قسم دوم مردود می شوند تعدادشان بیشتر از كسانی باشد كه در امتحانات قسم اوّل مردود می شوند. در امتحانات قسم اوّل بسیاری از افراد متوجّه خدا شده و از او مدد می جویند ولی در قسم دوم كمتر كسی هست كه خدا را یاد كرده و شكر نعمت او كند. لذا خداوند متعال می فرماید:« وَ قَلیلٌ مِنْ عِبادِیَ الشَّكُورُ؛ و عدّه كمی از بندگان من شكرگزارند» (سوره سبأ،آیه 13)
دوست خوبم؛ محال است خداوند رحمان و رحیم بنده ی خود را از كسب كمالات محروم سازد؛ بلكه هر آنچه برای بنده كمال آور باشد، خداوند متعال آن را در اختیار بشر قرار می دهد؛ حتّی بلاها و مصیبتها نوعی وسیله ی ایجاد كمال برای برخی بندگان می باشند. تمام حوادث زندگی امتحاناتی است كه می تواند ما را به سعادت برساند. پس تمامی گرفتاری های بشر به خاطر گناهان نیست و برخی از آنها به خاطر تربیت و رشد افراد است و اگر شما دوست عزیز، صبوری كرده ودر برابر مشكلاتی كه گرفتار آنها هستید، آنچه وظیفه الهی ایجاب می كند انجام دهید، قطعا خداوند شما را یاری خواهد كرد و فتح و گشایشی در امورتان حاصل خواهد شد.« فان مع العسر یسرا» خدای متعال با تاکید فراوان متذکر می شود که با هر سختی آسانی است.
برایتان آرزوی موفقیت داریم.



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر