تبلیغات
مشاوره و روان درمانی رهگشــا - فضیلت شب قدر
 
فضیلت شب قدر



فضیلت شب قدر

شب قدر از شب‌ های مقدس و متبرک اسلامی است . خداوند در قرآن مجید از آن به بزرگی یاد کرده و سوره ‌ای نیز به نام " سوره قدر " نازل فرموده است .
در تمام سال ، شبی به خوبی و فضیلت شب قدر نمی‌ رسد . این شب شب نزول قرآن ، شب فرود آمدن ملائکه و روح نیز نام گرفته است .
ملائکه در این شب بر زمین فرود می ‌آیند ، نزد امام زمان علیه السلام می‌ روند و آنچه را برای بندگان مقدر شده بر ایشان عرضه می ‌دارند .

فضیلت شب قدر



شب‌زنده‌داری و تلاوت قرآن و مناجات و عبادت در این شب ، بسیار توصیه و تأکید شده است .
در بعضی از تفاسیر آمده است که روزی پیامبر اکرم فرمود : " یکی از بنی اسرائیل لباس جنگ پوشید و هزار ماه ( هشتاد سال ) از تن بیرون نیاورد و پیوسته مشغول یا آماده جهاد فی سبیل الله بود . "
یاران پیامبر تعجب کردند و آرزو کردند چنین فضیلت و افتخاری برای آنها نیز میسر شود ؛ در این هنگام بود که سوره قدر نازل شد و بیان شد که " شب قدر از هزار ماه عبادت و جهاد برتر است . "

" شب قدر " واژه ‌ای قرآنی است . این شب در قرآن ، در سوره قدر ، با صفت " مبارکه " یاد شده و بهتر از هزار ماه دانسته شده است . " انا انزلنه فی لیله مبارکه ، لیله القدر خیر من الف شهر "
( ما قرآن را در شب مبارک فرو فرستادیم . شب قدر از هزار ماه برتر است . )
در شب قدر ، همه امورات عالم اندازه ‌گیری می ‌شود و به تصویب حجت خدا در هر زمان می ‌رسد . دقیقاً معلوم نیست شب قدر کدام شب است ؛ گروهی آن را در طول سال محتمل می‌ دانند و گروهی در ماه رمضان ، گروهی یکی از 12 شب آخر این ماه و گروهی یکی از شب ‌های بیست و یکم ، بیست و سوم و نوزدهم ماه رمضان را شب قدر می ‌دانند . شیعیان نیز عموماً شب بیست و سوم را شب قدر می‌ دانند .
این شب دارای اعمال فراوانی است که در کتب دعایی مذکور است . خوابیدن در شب قدر مذموم و شب زنده‌ داری در آن مستحب است .
بنا بر روایات ، روز قدر هم به اندازه شب قدر ارجمند است . دعا و استغفار در شب قدر ، وظیفه دانسته شده است و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بر دعا در آن و طلب عافیت از خداوند تأکید فرموده است .

الف) فضیلت شب قدر در کلام معصومین علیهم‏ السلام
پیامبر اعظم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله فرمود :
" ماه رمضان سرو ماهاست و شب قدر سرور شب‏هاست " .
" شیطان در این شب ، بیرون نمى‏ آید تا آن‏ که سپیده‏ اش تابان شود و در آن شب ، او نمى‏ تواند کسى را فلج یا دردمند سازد ، یا فسادى بر کسى وارد آورد . و در آن ، جادوى هیچ جادوگرى کارگر نمى ‏شود " .
امام صادق علیه‏السلام فرمود :
" قلب ماه رمضان ، شب قدر است " .
" مقدرات ، در شب نوزدهم ، تعیین ؛ در شب بیست و یکم ، تأیید و در شب بیست و سوم [ ماه رمضان ] ، امضا مى ‏شود " .

ب) اعمال و مستحبات شب ‏هاى قدر
شب قدر ، شبى بسیار بافضیلت است . بنابراین ، از این فرصت‏ هاى به دست آمده باید بیشترین بهره را بُرد . بهترین اعمال در این شب :

توبه
توبه از مهم ‏ترین اعمال شب قدر است که در کلام و سیره معصومین علیهم ‏السلام تأکید فراوانى بر آن شده است . باید در این شب ‏هاى مبارک تلاش کرد که در حالات فکرى و روحى و قلبى تغییر ایجاد شود و تصمیم بر ترک گناه گرفته شود .

دعا
" دعا " ، توجه به بارگاه حضرت معبود است و نوعى معراج روحى مؤمن به شمار مى‏آید . دعا ، توجه قلبى انسان به خداوند است . بنابراین ، چه فرصتى بهتر از شب ‏هاى قدر ! بیایید دست خویش را به درگاه الهى بالا ببریم . پیشانى را بر خاک ساییم . اشک از دیدگان سرازیر کنیم و در مقابل حضرت حق به بندگى و تسلیم در برابر او اعتراف کنیم .

تلاوت قرآن
از آنجا که شب قدر ، شب نزول قرآن است ، بهترین عهد نامه با پروردگار کریم ، تلاوت قرآن است . از این‏ رو ، خواندن با تأمل و تدبر قرآن به ویژه در چنین شب ‏هایى بسیار مناسب است .

شب زنده‏ دارى
همه برکات شب قدر ، در پرتو شب زنده ‏دارى و احیاى شب قدر ، قابل دسترسى است ؛ به ویژه اگر در مسجد به میزبانى خدا و در میان دیگر بندگان پاک خدا انجام گیرد .

خودشناسى
یکى از بهترین کارها در شب قدر ، شناخت خداوند سبحان است که مقدمه‏ اى است براى رسیدن به مقام رستگارى و نورانیت دل و از سوى دیگر ، خودشناسى ، مقدمه چنین معرفتى است ؛ زیرا هر کس خودش را بشناسد ، خدا را مى ‏شناسد .
بنابراین ، تأمل در نفس خود  اینکه از کجا آمده ، براى چه آمده و به کجا خواهد رفت  فراهم آوردن زمینه ‏اى براى خداشناسى و دست‏ یابى به فضایل این شب است .

ج) اهمیت و ماهیت حقیقى شب قدر
 شب قدر ، شبى است که همه مقدرات سالانه انسان با ملاحظه اراده و اختیار و قابلیت ‏هاى او مقدر مى ‏شود .
 شب قدر یکى از شب ‏هاى نیمه دوم ماه رمضان است که بر اساس روایات ، یا شب نوزدهم یا بیست‏ و یکم و به احتمال زیادتر شب بیست‏ و سوم ماه رمضان است .
 در این شب که شب نزول قرآن است ، خیر و شر مردم و ولادت و مرگ و روزى و حج و اطاعت و گناه و هر حادثه ‏اى که در طول سال به اراده انسان رخ خواهد داد ، مقدر مى‏ شود .
 شب قدر همیشه و هر سال تکرار مى ‏شود . عبادت این شب فضیلت فراوان دارد و بهره‏ بردارى از آن در نیکویى سرنوشت یک ساله ، بسیار مؤثر است .
 در شب قدر ، تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى ‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران باخبر خواهد شد .

آیا شب قدر قبل از اسلام نیز وجود داشته است ؟
 شب قدر فقط مربوط به دوران زندگى پیامبر اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله نیست و در زمان ‏هاى گذشته نیز وجود داشته است .
 امام جواد علیه ‏السلام مى‏ فرماید : " خداوند شب قدر را در آغاز آفرینش جهان آفرید و در آن ، اولین پیامبر و نخستین وصى را هستى بخشید " .
 اصل شب قدر از ابتداى آفرینش جهان هستى وجود داشته ، ولى فضایل بسیار بالایى به طور ویژه در این شب براى امت اسلام قرار داده شده که در امت ‏هاى پیشین سابقه نداشته است .

با توجه به اختلاف تقویم در کشور ها ، آیا ممکن است چند شب قدر وجود داشته باشد ؟
 شکى نیست که " لیله القدر " یکى از شب ‏هاى رمضان است و ائمه علیهم ‏السلام اصرار بسیارى داشته‏ اند که شیعیان چند شب را به عبادت و شب ‏زنده‏ دارى مشغول باشند تا آن شب را درک کنند . بنابراین ، اختلاف تقویم موجب نمى‏ شود که چند شب قدر داشته باشیم !

 گرچه تقدیر امور سالانه مردم ، در وقت معینى از شب قدر صورت مى‏ گیرد ، اما براى مردم سراسر جهان با اختلاف افق ‏هایى که دارند ، شب قدر به نسبت هر منطقه ادامه دارد و همچنان برکات آن شب ، شامل حالشان مى‏ شود . از این ‏رو ، در روایات آمده است حتى براى کسانى که در منطقه خود فرصت شب قدر را از دست داده ‏اند ، روزهاى شب قدر نیز فضیلت آن را دارد .

 در واقع ما دو نوع شب قدر داریم :
1 - شب قدر زمانى واقعى : لحظه ‏اى از شب خاصى است که انسان در آن ، فیوضاتى را دریافت مى‏ کند و این ، غیرقابل توسعه است .
2 - شب قدر زمانى اعتبارى : مقطعى از زمان است که ممکن است 24 ساعت یا کمتر یا بیشتر ادامه داشته باشد و با توجه به اختلاف آفاق متعدد شود . این شب قدر مى‏ تواند توسعه یابد ، امتداد زمانى دارد و روز آن نیز داراى فضیلت است .

بنابراین ، مراقبت از شب قدر زمانى اعتبارى ، به امید رحمت گسترده خداوند متعال صورت مى‏ گیرد . پس از او انتظار مى ‏رود که از سر لطف و محبتش ، تمامى برکات شب قدر حقیقى و واقعى را که احیاگران نیت درک آن را کرده ‏اند ، شامل حالشان گرداند .

حکمت پنهان بودن شب قدر چیست ؟
ممکن است مصلحت پنهان بودن شب قدر این باشد که مسلمانان در شب‏ هاى دهه آخر رمضان به‏ ویژه این سه شب را در عبادت و پرستش خداوند و تلاوت قرآن و مناجات و ... سپرى کنند . همچنین اگر شب قدر مشخص مى ‏شد ، بسیارى از مردم به عبادت در آن شب بسنده مى‏ کردند و از فیض دعا در دیگر شب‏ ها باز مى‏ ماندند . اکنون چون شب قدر پنهان و نامشخص است ، مؤمنان در همه شب‏ هایى که احتمال دارد شب قدر باشد ، به ذکر الهى و توبه مى‏ پردازند و از ثواب ‏هاى بیشترى بهره ‏مند مى‏ شوند .

رابطه شب قدر و ولایت چیست ؟
 در نگاهى عادى ، شب قدر ، ظرف زمان است ؛ یعنى بخشى از زمان است که در آن قرآن از عالم بالا به زمین نازل گشته است . اگر ظرفیت را در ظرف زمان منحصر نکنیم و بگوییم ظرف زمان ، پایین ‏ترین مراحل از ظرفیت است ، به این نتیجه خواهیم رسید که شب قدر ، حقیقتى است که قرآن در آن نازل شده و با توجه به لیاقت و قابلیتش ، توانسته است حقیقت قرآن را درک کند که آن ، وجود مقدس پیامبر است . پس از ایشان نیز ائمه معصومین علیهم ‏السلام ، مصداق انسانِ کاملى هستند که قرآن ناطقند . در این معنا ، منظور از شب قدر را باید انسان کامل دانست .

 بنابراین ، مى ‏توان شب قدر را به دو نوع حقیقى و زمانى تقسیم کرد و گفت : لیله ‏القدر حقیقى ، وجود طیبه انسان کامل است که ظرف قرآن ، بلکه قرآن ناطق است و هر کس بخواهد شب قدر را درک کند ، باید امام زمان خود را بشناسد ؛ یعنى امام زمانِ هر دوره ‏اى ، مصداق شب قدر آن دوران است و در زمان ما مصداق لیله ‏القدرى که ظرف قرآن و عین قرآن است و حقایق قرآن در او جارى مى‏ شود ، حضرت حجه ‏بن ‏الحسن‏ العسکرى (عج) است .

علاوه بر آن در این شب فرشتگان از طرف خداوند بر امام زمان (عج) نازل مى‏ شوند و هدف از نزول آنها تقدیر و تعیین سرنوشت ‏ها و آوردن خیر و برکت بر زمینیان است .

د) شب قدر ، شب نیایش
شب قدر ، شب نور و رحمت ، شب نزول قرآن و مطلع خیرات و سعادت و هنگام نزول برکات و سرآغاز زندگى نوین بشر و مبدأ تحول و تاریخ کمال واقعى انسان ‏هاست .
شب قدر ، شبى است که اگر نبود و نمى‏آمد ، شب تیره‏ بختى انسان به پایان نمى‏ رسید و بامداد نیک ‏بختى او طلوع نمى‏ کرد .
شب قدر ، شبى است که براى انسان‏ هاى ناآگاه و آلوده به فساد و گمراهى ، صبحِ هدایت و بیدارى و آگاهى و رستگارى شد و بزرگ‏ ترین و گرامى‏ ترین کتاب آسمانى که تا ابد راهنماى بشر و ضامن سعادت انسان است ، نازل شد و با اشراق ملکوتى خود ، جهان را از ظلمت شرک مجوس و تثلیث ترسا و خرافات یهود و بت ‏پرستى ، به روشنایى توحید و پرستش خداى یگانه راهبر شد .
شب قدر ، شب مبارکى است که هر انسان در آن به درگاه الهى مى‏ رود و به سعادت حضور معنوى و لذت تقرّب مى ‏رسد .
ببارید چشم ‏هاى رو سیاه من ! شاید که اشک‏ها ، در این شب آبروى از دست رفته‏تان را بازگرداند .
امشب ، خدا به این اشک‏ها پاداش مى ‏دهد ! این قطره‏ هاى حقیر ، کارهاى بزرگى مى ‏کنند .
این اشک ‏ها ، خاموش کننده شعله‏ هاى خشمى هستند که قرار است تنم را به آتش بکشند !
اى دوست رمضانى ! قدر آفریده شد تا تلنگرى باشد براى شما و بهانه ‏اى باشد براى او تا شما را ببخشاید ، شما را که دوستتان مى ‏دارد .

خوشا آنان که در شام نزول یک‏ باره وحى ، از آسمان غیب ، رفیق اهالى ماورا مى ‏شوند و فرشتگان رحمت خدا را به سفره قنوت خویش مى ‏خوانند ؛ زیرا در این شب مبارک ، ملائک سبّوح‏ گویان به کویر زمین فرو مى‏ بارند تا هوا ، پاک و بهارى شود و این شب تا سپیده ، غرق دانه ‏هاى نور استجابت گردد و دلمان سرشار از روشنایى تقدیر شود .

اى خوب بى‏همتا ! زیر سایه کلماتت ، زیر سایه کتاب مقدس نشسته‏ام ؛ " بِک یا اللّه ، بِک یا اللّه " تو را به نام تو مى‏ خوانم ؛ " یا مَنْ لَهُ الأَسْماءُ الحُسْنى "

از شعله‏ هاى عذابت بیم دارم ؛ " یا مَنْ اِلَیهِ یهَربُ الخائِفُون "
بنده شرمسارت را بپذیر ؛ " یا مَن اِلَیهِ یفْزَعُ المُذْنِبُونَ "
و از گناهانم درگذر و مرا ببخشاى .
بیایید اى درمانده ‏هاى در راه فرو مانده ! اگر فرصتى باشد ، امشب است .
شب قدر ، شب همسایگى با فرشتگان است . شب از یاد بردن خود ؛ شب غرق شدن در وجود خداوند ؛ شب رحمت ؛ شب تقدیر الهى .
شب قدر یعنى ؛
شب خلوت و خلوص و خلاصى
شب نیاز و نیایش
شب راز و رجعت و رهایى
شب تنهایى و توبه و تقدیر
شب قرآن و قیام و قرائت
شب شرم و شور و شهادت
شب ندامت و نماز و نزول
شب آمرزش و آرامش

توبه مهم‏ترین و بهترین عمل در شب قدر
الف) درباره توبه بیشتر بدانیم
اقرار و اعتراف به گناه در پیشگاه خدا ، اثرگذارى تربیتى مثبتى بر روح و روان آدمى دارد .
توبه ، رفع موانعِ راه کمال و حرکت به سوى اللّه است .
ناامیدى از رحمت خدا از گناهان کبیره است و امید به بخشایش انسان را در راه پاکى و کمال یارى مى‏ دهد .
توبه ؛ یعنى انسان در بن‏ بست قرار نمى‏ گیرد و همیشه به رهایى و نجات امیدى دارد .
آثار منفى گناهان را با عمل صالح و جبران گذشته باید ترمیم کرد و زدود .
توبه و استغفار ، عقده ‏گشایى و سبک شدن از بار روحى و فشار هاى روانى است .
توبه باید هرچه زودتر انجام شود و تأخیر در آن روا نیست مثل یک بیمارى خطرناک که اگر دیر به فکر درمان بیفتیم ، ریشه مى‏ دواند و درمانش مشکل مى‏ شود و گاهى هم ناممکن !
توبه مثل آن است که پرنده ‏اى خیس شده باشد و رطوبت بال‏ ها اجازه پرواز به او ندهد ، ولى او با تکاندن خود و بال ‏هایش سبک ‏تر مى‏ شود و قدرت پرواز و ادامه راه را مى‏ یابد .
توبه نوعى پاکى است و خداوند توبه ‏کنندگان را دوست دارد .

ب) محور هاى پیشنهادى در زمینه توبه
 تبیین معنا و مفهوم و حقیقت توبه و غفاریت خدا
 ضرورت و اهمیت توبه
 نشانه‏ هاى توبه راستین و دروغین
 مراحل توبه
 شرایط پذیرش توبه
 نشانه ‏هاى تشخیص توبه مقبول
 ضرورت تسریع در مراحل توبه
 بررسى راه ‏هاى جبران گناه
 نقش شیطان در به تأخیر انداختن توبه
 نمونه ‏هاى تاریخى توبه‏کاران
 نقش رمضان در زمینه ‏سازى براى توبه و دورى از گناهان
 بررسى آثار و برکات توبه واقعى
 رحمت و مغفرت
 نورانى شدن دل و صفاى قلب
 درخشندگى عمل
 همراهى با اهل‏بیت علیهم ‏السلام
 حفظ آبرو
 محفوظ بودن از وسوسه شیطان
 جلوگیرى از نزول بلا
 سرانجام توبه نکردن و اصرار بر گناه

ج) رمضان ، بهار توبه
توبه ؛ یعنى ...
 بازگشت به بارگاه حق
 وارستگى از وابستگى‏ ها
 پیمودن پله ‏هاى پاکى
 شرمسارى از گناه
 امید به رحمت خدا
 یک بار براى همیشه
 نبستن در هاى باز
 جاى‏ گزین کردن خوبى‏ ها
 حذف بدى ‏ها از کارنامه آدمى
 پنجره باز رحمت خدا
 برافروختن شعله ‏هاى ندامت در درون
 بازگشت از یک جاده اشتباه
 جبران گذشته
 عذرخواهى به بهترین صورت
 توجه به چشمه پرفیض رحمت الهى
 اعتراف به بدى‏ ها
 پیرایش و پالایش نفس
 غنیمت شمردن فرصت ‏ها
 دریچه امیدوارى
 ترک شیرینى گناه
 وجدان بیدار آدمى

توبه به معناى بازگشت است . بازگشت از عصیان به طاعت ، از فجور به تقوا ، از نسیان به ذکر ، از سیئات به حسنات ، از خود محورى به خدا محورى !

توبه ، یک لفظ نیست ، بلکه یک عمل است .
توبه ، قول نیست ؛ فعل است .
توبه ، شوراندن شخصیت انسانى و فطرت الهى علیه شخصیت پلید و هویت مسخ شده اخلاقى است .
توبه ؛ یعنى تا پشیمان نشوى ، تصمیم بر ترک گناه نمى‏ گیرى .
توبه ، یک روزنه امید است . دریچه گشایش و نقبى به جهان امیدوارى است .
توبه ، خانه‏ تکانى روح از غبار معصیت است .
توبه ، صیقل دادن قلب از زنگار " خدا فراموشى " است .
توبه ، آغاز کردن زندگى جدیدى است بر اساس عقل و خرد .
توبه ، خواندن اعتراف ‏نامه‏اى است که تو را از شکنجه وجدان و درد شلاق‏ ها و تازیانه ‏هاى " نفس لوامه " و " وجدان اخلاقى " مى‏ رهاند .

اختیار انسان و شب قدر
آنچه از مجموع مباحث به دست میآید این است که با ملاحظه آیات و روایات و دریافت ها و مشاهدات ، اطمینان کامل پیدا مى کنیم که شب قدر هیچ گونه منافاتى با اختیار انسان ندارد و یقین ، او در مقدرات و سرنوشتى که در شب قدر برایش رقم مى خورد موثر است ؛ حتى مى شود گفت که نقش اصلى را به خود انسان سپرده اند تا آنچه بخواهد براى فردا رقم بزند .
ادله اى که نقش انسان را در مقدرات شب قدر ثابت مى کند به شرح زیر تقدیم مى گردد :
۱- حالات و دریافت هاى شخصى
کسانى که اهل دعا و راز و نیاز و اهل شب قدر هستند ، نقش خویش را در شب قدر به خوبى دریافته اند . گاهى این حالات آن چنان ژرف و تاثیرگذار است که تا شب قدر آینده و بلکه تا آخر عمر ، در همه افکار ، اخلاق ، کردار و رفتار شخص رخنه کرده و آن را در یک خط و سیر معنوى قرار مى دهد . دیگرانى هم که به این حد از معنویت راه پیدا نمى کنند ، به فراخور حال خود از مجالس و محافل و شب زنده داری های شب قدر بهره بردارى کرده و فیض معنوى مى برند . ریشه اصلى این دگرگونى ها و حالات ، به خود افراد بر مى گردد و اینکه تا چه حد خود را آماده بهره بردارى از برکات شب قدر و فضیلت هاى آن کرده باشند . اگر معنویاتى که در شب قدر نصیب انسان شده و در زندگى آن ها تحولى آفریده ، هیچ ارتباطى با آنان نداشته باشد و تنها به خدا و فرشتگان و نویسندگان مربوط باشد که هر چه بخواهند ، براى هر کس بدون ملاحظه حالاتش تقدیر کنند در این صورت مقتضاى حکمت و مصلحت این است که یا به هیچ کس هیچ ندهند و یا آنچه مى دهند ، به همه یکسان و على السویه بدهند ؛ در حالى که ما مى دانیم همه برکات خداوندى در شب قدر براى بندگان سرازیر مى گردد و با اختلاف و تفاوت به آنان داده مى شود ؛ پس نتیجه مى گیریم تنها دلیل این تفاوت ، کارها و اعمال و میزان تلاش خود بندگان است و بس . نتیجه اینکه یکى از راه هاى رسیدن به اینکه آیا افراد در مقدرات منتخب قدر ، صاحب نقش هستند یا نه ، این است که ببینیم چه اندازه دگرگونى در همین شب با برکت در آنان ایجاد گشته است .

٢- شناساندن شب قدر
خداوند تبارک و تعالى با نزول سوره اى خاص ، شب قدر را به مردم معرفى فرموده است . در دو آیه این سوره مبارکه فرموده است : قرآن در شب قدر نازل شده و فرشتگان در آن شب فرود می آیند . سپس افزوده است : شب سلامت است . و فرموده است : عمل صالح در او ، برابر با عمل صالح در طول هزار ماه است . فردى به امام باقر (ع) عرض کرد : مراد و مقصود از اینکه شب قدر بهتر از هزار ماه است چیست ؟ حضرت فرمودند : (( والعمل الصالح فیها من الصلاه والزکاه و انواع الخیر خیر من الف شهرلیس فیها لیله القدر )) ؛ کار شایسته از قبیل نماز و زکات ، صدقات و انفاقات و ، انواع خوبى ها در آن شب برتر از هر کار شایسته اى است که در مدت هزار ماه که شب قدر در آن نیست ، انجام شود . اگر کار هاى نیک بندگان و چند برابر پاداش آن تاثیرى در مقدرات و سرنوشت افراد در شب قدر ندارد ، از گفتن و دانستن آن چه سودى عاید بندگان مى شود ؟
اگر نزول قرآن در شب قدر و بیان کردن این مطلب ، سود و زیانى را متوجه هیچ کس نمى کند ، چه انگیزه اى در اعلام این شب نهفته است ؟ اگر دانستن نزول فرشتگان ، در نتیجه تلاش افراد سودمند نباشد ، چرا باید مردم در جریان آن باشند و دانستن آن چه گره ای از کار بندگان مى گشاید ؟ مى دانیم که کار بیهوده حتى از افراد عادى و معمولى پسندیده نیست ، چه رسد به پروردگار آسمان و زمین که هیچ کارى را بدون حکمت و مصلحت انجام نمى دهد . حکمت معرفى شب قدر به عنوان شبى که قرآن در آن نازل شده و شبى که مقدرات در آن سامان داده مى شود ، این است که بنده سرنوشت و مقدرات خویش را به قرآن پیوند بزند و آن را سرمشق و سرچشمه فکر و عمل خویش قرار بدهد ،اگر کردارش موافق با قرآن و در جهت آن باشد ، عمل کننده به آن سعادتمند است و اگر خداى نکرده مخالف با قرآن باشد ، فاعل آن شقى خواهد بود .

۳- اجماع و سیره مسلمانان
مى دانیم که همه دانشمندان اسلام و مسلمانان از هر فرقه و گروهى ، بر اهمیت شب قدر و احیاى آن تاکید فراوان دارند و به شب زنده دارى آن شب ، اهتمام مى ورزند . نقل شده که یکى از دانشمندان بزرگ اسلام ، براى اینکه شب قدر را درک کند ، یک سال تمام یعنى حدود 357 شب ، از سر شب تا به صبح شب زنده دارى کرد . این همه اقبال و توجه به تشکیل اجتماعات با شکوه براى خواندن دعا و مناجات و راز و نیاز و تضرع و ابتهال ، همراه گریه وزارى و استغفار ، برخاسته از یک واقعیت انکارناپذیر است و آن دخالت انسان ها در سرنوشت خودشان است .

۴- سفارش امامان دین بر احیاى شب قدر
حتى در حال بیمارى امام صادق (ع) به ابوبصیر مى فرماید : (( وصل فى کل واحده منهما مئه رکعه )) ؛ در هر یک از دو شب بیست و یکم و بیست و سوم صد رکعت نماز بخوان (( واحیهما ان استطعت الى النور )) ؛ تا مى توانى آن دو شب را تا سپیده صبح شب زنده دارى کن (( واغتسل فیهما )) ؛ در آن دو شب غسل کن . ابو بصیر عرض کرد اگر نتوانستم ایستاده نماز بخوانم ؟ فرمودند : نشسته بخوان . اگر باز هم نتوانستم ؟ خوابیده بخوان .
اگر باز هم نتوانستم ؟ ایرادى ندارد که سر شب کمى بخوابى و باقى مانده شب را ، به هر نحوى که مى توانى به عبادت بپردازى ، چون در ماه رمضان ، درهاى آسمان گشوده است ، شیطان ها در زنجیرند و اعمال مومنان پذیرفته مى شود . از حدیث فوق ، مى توان تاثیر فراوان کارهاى انسان را بر سرنوشت او ارزیابى کرد . مى بینیم ابوبصیر که یک راوى زبردست و کار کشته در فن روایت است ، با پیش بردن مرحله به مرحله سوال ها در صدد آن است که ژرفاى شب قدر و اهمیت عمل در آن شب را به دست آورد ؛ امام (ع) هم ، چنان بر اهمیت عبادت در شب قدر پافشارى مى فرمایند که رضایت نمى دهند بنده حتى اگر بیمار باشد ، از نتیجه اعمال صالح خویش محروم گردد . نکته در خور توجهى که تاثیر انسان را مشخص مى کند ، جمله پایانى امام (ع) است که آن را به عنوان ریشه و علت تاکید و تشویق بر عمل صالح بیان فرموده اند ؛ آنجا که فرمودند : (( و تقبل اعمال المومنین )) ؛ اعمال مومنان در شب قدر پذیرفته مى شود .

٥ - تشویق زیاد به دعا هاى ماثور و راز و نیاز
مى دانیم که دعاهاى شب قدر ، از طولانى ترین و پر محتوا ترین دعاهاست ؛ دعاهایى مانند (( جوشن کبیر )) ، (( ابوحمزه ثمالى )) و امثال آن ها ، که اگر با حال و توجه خوانده شود ، مایه انقلاب و دگرگونى روحى است ، ادعیه اى که انسان را با دریایى از معارف آشنا مى کند . انسان با خواندن دعا از یک طرف ، با یاد آورى لطف ، گذشت ، کرم ، رحمت و بخشش بى پایان خداى مهربان او را در کنار و دستگیر خویش مى بیند و نور امید در دلش مى درخشد و از دیگر سو ، با یاد آوردن سختى هاى جان کندن ، تنگى و فشار قبر ، گرفتارى هاى عالم برزخ ، حساب و کتاب فرداى قیامت ، شعله هاى دردناک و سوزان دوزخ و حسابرسى دقیق در صحراى محشر ، تمام وجودش ، سرشار از ترس و نگرانى گردیده و آنچه عیش و نوش است فراموش کرده و گذشته خود و آنچه بوده و کرده است را با آنچه باید باشد مى سنجد و زیانى که در گذشته متوجه وى شده است را در مى یابد و علاوه بر شک و تردیدى که نسبت به راه و روش نا مطلوب خویش پیدا مى کند ، ندامت سراسر وجودش را پر کرده و تصمیمى سرنوشت ساز مى گیرد و مسیر زندگى اش را دگرگون مى کند . اگر هم به این مرحله نرسد ، لااقل بر کردار خود بیشتر مواظبت خواهد داشت ؛ زیرا بیم و امیدى که دستاورد شب قدر است در مراحل زندگى به یارىاش مى شتابد . در مقابل ، اگر کسى از دعا رو برگرداند و شب قدر را هم به غفلت سپرى کند ، در همان جمود و غفلت ، زندگى را به پایان خواهد برد و سرنوشتى شقاوت بار در انتظارش مى باشد . از گفتار فوق ، این نتیجه به دست مى آید که در واقع خود انسان وارد مسیر سرنوشت خویش گشته و آن را تغییر مى دهد .
گاهى براى پیمودن مسیر مقدرات ، بر بال دعا و گاه بر بال عمل مى نشیند ؛ گر چه دعا هم نوعى عمل محسوب مى شود . بنابراین ، دعا در شب هاى قدر که یک کار اختیارى است منشا اثر است و در سرنوشت افراد دخالت دارد ؛ به همین دلیل به آن سفارش اکید شده است . علاوه بر سفارش شفاهى بزرگان دین و علماى اسلام به خواندن دعاها در طول سال ، در شب هاى قدر تاکید بیشترى بر این امر شده است ؛ پس حتما منشا اثر است وگرنه کار لغو و بیهوده از بزرگان سر نمى زند .

٦- نکوهش بهره نبردن از شب قدر
پیامبر گرامى اسلام (ص) فرمودند : (( من ادرک لیله القدر ، فلم یغفر له فابعده الله )) از خداوند به دور باد و نفرین بر کسى که به شب قدر برسد و زنده باشد ، اما آمرزیده نشود . با این حدیث نقش انسان در تعیین سرنوشت خود واضح تر مى گردد و معلوم مى شود که بدبختى و شقاوت مقدر در شب قدر ، نتیجه کار خود بندگان است و گرنه از نظر منطقى با توجه به شان و مقام پیامبر گرامى (ص) قابل قبول نیست که آن بزرگوار به خاطر انجام ندادن کارى بى اثر و بى خاصیت ، سهل انگاران را نکوهش و مذمت فرمایند . (( انس بن مالک )) از پیامبر (ص) نقل کرده که فرمودند : (( ان هذا الشهر قد حضرکم )) ؛ ماه مبارک به شما رو آورده است . (( و فیه لیله خیر من الف شهر )) ؛ در این ماه شبى است که برتر از هزار ماه است . (( من حرمها فقد حرم الخیر کله )) هر کس از فیض شب قدر محروم گردد ، از تمام خیرات بى نصیب مانده است . (( ولا یحرم خیرها الا محروم )) و محروم نمى ماند از برکات شب قدر ، مگر کسى که خویشتن را محروم کرده است . روایات ، بعضى از گناهان را مانع بهره بردارى گناهکار از شب قدر دانسته اند ، از جمله آن کارها میخوارگى یا (( دایم الخمر )) بودن و نیز آزار پدر و مادر است .

٧- شب قدر مکمل اعمال صالح
یکى از دلایل تفضل شب قدر به امت اسلام ، کامل و پر کردن پیمانه اعمال صالح مسلمانان و جبران کمبود هاى آنان است ، تا با دستى پر این جهان را ترک کنند . پیش از این گفتیم که امام صادق (ع) در تفسیر آیه شریفه (( لیله القدر خیر من الف شهر )) فرمودند : مراد این است که انجام کار خوب در آن شب برابر عمل صالح در طول هزار ماه است . روایتى نیز از امام باقر (ع) وارد شده ، در پاسخ به این پرسش که چرا شب قدر به وجود آمده و به عبارت دیگر فلسفه شب قدر چیست ؟ ایشان مى فرمایند : (( و لولا ما یضاعف الله للمومنین ، لما بلغوا ولکن الله عز و جل یضاعف لهم الحسنات )) ؛ اگر خداوند کار هاى مومنان را چند برابر نکند به سر حد کمال نمى رسند ، اما از راه لطف کارهاى نیکوى آن ها را چند برابر مى فرماید تا کاستى هایشان جبران شود . از این روایت و روایت قبلى به خوبى مى توان فهمید که مبنا و اساس ، عمل صالح خود بنده است ؛ هنگامى که یک عمل صالح معمولى با زمانى پر برکت و مقدس همراه گردد ، از ارزشى چند برابر برخوردار مى شود و گاه همراه شدن یک عمل صالح با ولایت و اعتقاد و امامت مى تواند انسان را به اوج شرافت برساند ؛ پس ، راز سعادتمند شدن انسان ها در شب قدر ، عمل اختیارى صالحى است که با عنایت خداوند ، برکت یافته و چند برابر مى شود . در روایات به پاره اى از اعمال سفارش شده که نتیجه ویژه آن در شب قدر نهفته است .

٨- نتیجه بخش بودن بعضى از اعمال در شب قدر
1- نماز (( انس بن مالک )) از پیامبر گرامى (ص) روایت کرده که فرمودند : (( من صلى من اول شهر رمضان الى آخره فى جماعه فقد اخذ بحظا من لیله القدر )) کسى که از اول تا آخر ماه مبارک ، در نماز جماعت حاضر شود ، بهره اى از شب قدر نصیبش شده است .
2- افطارى دادن با مال حلال (( ابو شی ابن حیان )) از پیامبر اکرم (ص) نقل کرده که فرمودند : (( من فطر صائما فى شهر رمضان من کسب حلال صلت علیه الملائکه و لیالى رمضان کلها و صافحه جبرائیل (ع) لیله القدر و من صافحه جبرائیل(ع) یرق قلبه و تکثر دموعه ... )) کسى که با مالى که از راه حلال به دست آورده ، روزه دارى را افطار دهد ، در تمام شب هاى رمضان فرشتگان بر او درود فرستند و جبرئیل در شب قدر با وى مصافحه کند ، نشانه مصافحه جبرئیل آن است که دل مصافحه شونده نرم و اشکش جارى مى شود .
3- صدقه درباره امام زین العابدین (ع) آمده است : (( کان اذا دخل شهر رمضان تصدق فى کل یوم بدرهم فیقول : لعلى اصیب لیله القدر )) در هر روز ماه مبارک یک درهم صدقه مى دادند ، آن گاه مى فرمودند : شاید با این کار ، شب قدر را دریابم و از آن بهره گیرم . (( عبدالله بن مسعود )) روایت مى کند که شبى رسول خدا (ص) از نماز عشا فارغ شد ، مردى از میان صفوف برخاست و گفت : اى مهاجران و انصار ، مردى غریبم و بر هیچ چیز قدرت ندارم . مرا طعامى دهید . رسول خدا گفت : اى فقیر ، ذکر غریب مکن که دل مرا اندوهگین ساختى . بعد از آن فرمودند : غریبان چهار قسمتند : 1- مسجدى که در میان قومى باشد که در آنجا نروند و نماز نخوانند . 2- مصحفى و قرآنى که در خانه اى باشد و مردم آن خانه از آن تلاوت نکنند . 3- عالمى که در میان جماعتى باشد و ایشان تفقد وى نکنند و از او مسایل دینى سوال نکنند .
4- اسیران اهل اسلام که در میان کفار باشند ، پس فرمود : کیست که موونه و غذاى این مرد را کفایت کند تا در فردوس اعلا خدا او را جاى دهد ؟ حضرت على (ع) برخاست و دست سائل را گرفت و به حجره فاطمه زهرا (س) رفت و گفت : اى دختر رسول خدا ، در کار این میهمان نظرى کن . حضرت زهرا فرمود : در خانه طعام اندکى موجود است و حسن و حسین گرسنه اند و شما روزه دارید و آن طعام یک نفر را بیشتر کفایت نمى کند . على (ع) فرمود : آن را حاضر کن .
فاطمه (س) طعام را پیش آورد . حضرت امیر آن طعام را پیش میهمان نهاد و با خود گفت که اگر من از این طعام بخورم میهمان را کافى نباشد و اگر نخورم سبب خجالت میهمان شود ، پس دست دراز کرد به سوى چراغ و چنان نشان داد که چراغ را اصلاح مى کنم و آن را خاموش کرد و فاطمه (س) را گفت در روشن کردن چراغ دیگر تعلل کن تا میهمان از خوردن غذا فارغ شود و خود حضرت دهان را مى جنباند تا مهمان تصور کند که على غذا مى خورد .
و چون میهمان از غذا خوردن فارغ شد فاطمه (س) چراغ را آورد و طعام همچنان برجاى بود . امیر المومنین فرمود : اى فقیر ، چرا طعام خود را نخوردى ؟
گفت : سیر شدم ؛ پس على (ع) و فاطمه (س) و حسن (ع) و حسین (ع) و فضه و همسایگان از آن طعام خوردند و هنوز باقى بود .
4- شب زنده دارى حضرت رسول (ص) فرمودند : (( من احیا لیله القدر حول عنه العذاب الى السنه القابله )) ؛ کسى که شب قدر را شب زنده دارى کند ، تا شب قدر آینده ، عذاب دوزخ از او دور گردد .
5- غسل و شب زنده دارى امام موسى بن جعفر (ع) فرمودند : (( من اغتسل لیله القدر و احیاها الى طلوع الفجر خرج من ذنوبه )) ؛ کسى که در شب قدر غسل کرده و تا سپیده صبح شب زنده دارى کند ، گناهانش آمرزیده مى شود .
روایاتى که ذکر شد به خوبى دلالت دارند که برخى مقدرات و پاداش ها ، مانند دور شدن عذاب دوز که در حدیث پیامبر اکرم (ص) ذکر شده بود ، نتیجه کار خود بندگان است . موارد فوق مى تواند براى نشان دادن اینکه سرنوشت هر انسانى در شب قدر به دست خودش رقم مى خورد ، کافى باشد ، ولى براى تکمیل بحث ، نکاتى چند که خارج از چارچوب شب قدر و نشان دهنده موثر بودن انسان در تعیین سرنوشت خویش است را مطرح مى کنیم . این بحث تکمیلى را در دو بخش انجام مى دهیم :
1-عمل و پاداش آن در ماه مبارک رمضان .
2- عمل و پاداش آن ، صرف نظر از زمان خاص .

1- پاداش ها در ماه مبارک رمضان
امام هشتم على بن موسى الرضا (ع) فرمودند : در ماه مبارک کار هاى خوب پذیرفته و کار هاى زشت بخشیده شده است . خواندن یک آیه قرآن در این ماه ، برابر با یک ختم قرآن در ماه هاى دیگر است . کسى که برادر خود را با یک لبخند شاد کند ، در روز واپسین خداوند دلش را شاد کرده و مژده بهشت به او دهد . کسى که مومنى را در این ماه یارى کند ، خداوند در روزى که قدم ها بر پل صراط مى لغزند او را دستگیرى کرده و از پل صراط عبورش خواهد داد . هرکس خشم خود را نگه دارد ، خداوند در روز قیامت بر وى خشم نکند . هرکس درمانده اى را فریادرسى کند ، خداوند در روز قیامت وى را از رسوایى بزرگ ایمن گرداند و رسوایش نکند . کسى که ستمدیده اى را یارى کند ، خداوند او را در دنی ، در مقابل دشمنانش یارى کرده و در روز قیامت نیز ، در موقف حساب و میزان یاریش فرماید . و در روایت دیگر امام صادق (ع) از پیامبر اکرم (ص) روایت کرده که فرمودند : کسى که ماه مبارک رمضان را روزه دارد و از حرام و تهمت زدن به دیگران اجتناب ورزد ، خدا از او خشنود شده و بهشت را بر او واجب و حتمى مى کند .
دو روایت بالا ارتباط محکم پاداش ها و اعمال بنده در ماه مبارک و نقش انسان در ترسیم سیماى درونى او را کاملا آشکار نموده است .

2- پاداش عمل
با صرف نظر از زمان خاص آیات و روایات فراوانى هست که بعضى دگرگونى ها و پاداش هاى خاص را نتیجه کار بنده دانسته ، یا عمل او را تنها عامل معرفى کرده اند .
نمونه اى از این آیات و روایات : (( ان الله لا یغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم )) در حقیقت خدا حال قومى را تغییر نمى دهد ، تا آنان حال خود را تغییر دهند . (( ظهر الفساد فى البر والبحر بما کسبت ایدى الناس لیذیقهم بعض الذى عملوا لعلهم یرجعون )) به سبب اعمال مردم ، فساد در خشکى و دریا آشکار شد تا به آنان جزاى بعضى از کارهایشان را بچشانند ، باشد که باز گردند . دعا دگرگون کننده سرنوشت (( ابن حبان )) و (( حاکم )) از پیامبر اکرم (ص) روایت کرده اند که فرمود : فقط دعاست که تقدیر و سرنوشت ها را دگرگون مى کند و تنها نیکى است که مایه افزایش عمر مى گردد . گاهى شخص گناهى را مرتکب مى شود و به واسطه آن از روزى و نعمتى محروم می ماند .



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
chocolate دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 08:53 ق.ظ
We stumbled over here different page and thought I may
as well check things out. I like what I see so now
i am following you. Look forward to exploring your web page
for a second time.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر